اشک . . .

گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمیشه اگه دستمو بگیری از غرورت کم نمیشه ساکت وصبوره عاشق وقتي حوصله نداري پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مياري لحظه ها تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشات يه جاده ميزد از دل تو تا دل من اي که لحظه هامو بردي تو خيالت به اسيري نکنه ميخواي بگي که ميرم و بر نميگردم خوب ميدوني نميتونم بي چشات دووم بيارم ولي از اون دل سنگت گله دارم گله دارم من سبد سبد صداقت به دل تو هديه کردم نکنه ميخواي بگي که ميرم و بر نميگردم

عشق دروغ . . .

اوني که يار تو بود اگه غمخوار تو بود قلبش رو پس

 نمي داد دل به هر کس نمي داد

       

 دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه از

 نگاش نفهميدم که دروغ و هوسه

           

 غصه خوردن نداره گريه کردن نداره به يه

 

قلب بي وفا دل سپردن نداره

 

                اخر قصه چي شد قلب اون مال کي شد

اون که از من پر گرفت

                                   

   چي مي خواستيم وچي شد . . .

تنها دل من . . .

دل من تـنها بـود ،

دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد يک جا

به کجا ؟!

معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت يک پرده تـوري

که تو هر روز آن را به کناري بزني ...

دل من ساکن ديوار و دري ،

که تو هر روز از آن مي گـذري .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه يک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن مي نگري

راستي ، دل من را ديـدي ...؟!!

تنها فریاد رس . . .

نازنینم تنها فریاد رس من تو هستی آن زمان که تو را دیدم و آنگاه که چشمانت برای اولین بار به من خیره شد آن دم که با شعله های نگاهت مرا سوزاندی ، آنجا که عشقت را در دلم احساس کردم ، آن روز که دریچه ی قلبم را با کلید چشمت گشودی آن زمان که انعکاس سلام را در تو یافتم و چشمان سحر انگیزت مرا به سوی خود فرا خواند آن لحظه بود که دل به تو دادم و به تمام زنجیره های عشقت پایبند شدم  . . .


ای آنکه فصل خوبی های منی و ای عشق اخرین من بدان که هنوز اتش عشق در دلم روشن است ، بیا که از عشق تو دیوانه ام و به گرد عشق تو همانند پروانه میگردم . . .
بیا که چون تو را دیدم دل به هیچ کس نبستم حال که عاشقم کردی پس به فریاد دل شکسته ام برس که تو تنها فریاد رس منی . . .

 

شب دل شکسته ها . . .

شب دل شکسته ها امشبه،
گریه های بی صدا امشبه،
شب بی سپیده، شب بی سحر
هوای غریبی، شب در به در
شب بی ستاره، دل پاره پاره، غمای دوباره، هوای منه
شبی از غریبی که غم حجله بسته،
شب شب شکسته، شبای منه
شب دل شکسته ها، امشبه
شور و حال خسته ها، امشبه
یه بغض و هراسه، یه زخمه ی درده، غمی سینه سوزه، ببین چه کرده
مرا تو کشیدی به دار زمونه،
می دونی که دنیا چه نامهربونه،
تو خاکسترم را ببر تا نمونه
شبای غریبی چه بی آشیونه،
غریبی و غربت دو یار زمونه،
بدون توی دنیا همین سهممونه
شب بی سپیده، شب بی سحر،
هوای غریبی شب در به در
شب بی ستاره، دل پاره پاره، غمای دوباره، هوای منه
شبی از غریبی که غم حجله بسته،
شب شب شکسته، شبای منه
شب دلشکسته ها، امشبه
گریه های بی صدا، امشبه